تبلیغات
Love Story - مطالب هفته سوم تیر 1392
Feeling With Picture
♡چشمانت را به چشمانم بدوز


♡لبهایت را به لبهایم نزدیک کن

♡بگذار گرمی نفس هایمان را


♡چنان با عریانی واژه های شعر درآمیزیم


♡که همه بدانند


♡عاشق شده ایم!


♡باور کن خسته شده ام


♡بس که تو را انکار کرده ام


♡بس که پنهانی دوستت داشته ام


♡می خواهم


به وقت دلتنگی ، بی محابا


♡سرم را روی شانه هایت بگذارم


♡و فریاد بزنم :


♡آهای مردم!


♡اتفاقا از امشب همه ی عاشقانه هایم


"♡مخاطب خاص" دارد






طبقه بندی: Feeling With Picture،
[ جمعه 21 تیر 1392 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

Feeling With Picture
بــہ یڪدیــگـَــر כروغ نگــوییــכ!


آכَم اســـت


بـــــــاور میڪُنـــכ


כل میــ .بنـــככ...!






طبقه بندی: Feeling With Picture،
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 04:43 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

Feeling With Picture
مرغوبترین شراب است

طعم ِ لبت ،

می شود مستم کنی ؟

دوباره در آن کوچه باغ در آن شب بارانی...






طبقه بندی: Feeling With Picture،
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

Feeling With Picture
از سا ختـــــــار دنـــیــــــــا

اطلاع زیادی ندارمـــــــــ....

ولــــــی من هم دوســــت داشتـــــــــم

دنیـــــــــــای كســـــــی باشــــــــم...!!!♥♥♥






طبقه بندی: Feeling With Picture،
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 04:40 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

Feeling With Picture
خداروشکر....


نه آرزوی کسی اَم....


نه آویزونِ کَـــــــــــــــــــسی.!






طبقه بندی: Feeling With Picture،
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

Love

نوشته هــــــــایـــم را کهـــ می خــــــوانیـــــ

دلخــــــــوش نبــــــــاش از اینـــــکــه

مخــــاطبـــــــــمـ تویـــــــــی...!

زیــــــــــاد شدن نوشته هـــــــــــای من یعنــــــــــی:

بی حـــــــــدی نامــــــردی هــــــای تـــــــــو....!!!



"عشق "رویاهای من کسیه که :


حتی وقتی مث سگ و گربه به جون هم افتادیم,

شب نذاره از بغلش جم بخورمو بگه:

آشتی نکردیماااا

ولی من بدون تو خوابم نمیبره...!!


ادامه مطلب



طبقه بندی: Love Text،
[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

داریم کجا زندگی می کنیم ؟!
توو مملکتی زندگی می‌کنیم که:

- واسه یه بازی فوتبال مسخره صد هزار نفر میرن استادیوم و شاید چند میلیون نفر هم پای تلویزیون میخکوب میشن و جو را میندازن !

- رئیس جمهور و رئیس مجلس با هم خیلی صمیمی هستن و م----ن بهم ...

- قیمت همه چی تو چندماه میشه ده ها برابر و تورم رو بازم تک رقمی اعلام میکنن !

- بزرگترین تفریح جوونا شده دور دور با ماشین و بنزین لیتری 700-800 تومنی و ماشینای بالای 100 میلیون تومنی ؛ فیس بوک گردی تا نیمه های شب و ...

- بیشترین جمعیت زندان ها رو داره شاعر و نویسنده و روزنامه نگار میگیره ...

- همه جا رو زور گیری و دزدی و تجاوز برداشته بعد پلیسا رو پشت بوم خونه مردم ماهواره جمع میکنن !

بازم بشمارم براتون !؟
خوب مهم اینا نیست ؛ مهم اینه که بوی گل سوسن و یاسمن میاد !!




طبقه بندی: Love Text،
[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

مفهوم "زن" رو درست بفهم !
"زن" سینه‌های برجسته نیست...
موی مش کرده...،
ابروی برداشته...،
لبانِ قرمز نیست...!!
"زن" لباسِ سفیدِ
شب با شکوه عروسی...!!
بوی خوشِ قرمه سبزی...!!
هوسِ شب‌های جمعه...!!
قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست...!!
*زن* خون ریزی...!!
کمر دردِ ماهانه...!!
پوکی استخوان...!!
یک زنِ پا بماه...!!
حال تهوع...!!
استفراغ...!!
درد‌های زایمان...!!
مادر بچه‌ها نیست...!!

*زن*
وجود دارد...!!
روح دارد...!!
قدرت...!!
جسارت...!!
پا به پای یک مرد ، زور دارد...!!
عشق...!!
اشک...!!
نیاز...!!
محبت...!!
یک *دنیا* آرزو دارد...!!




طبقه بندی: Love Text،
[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

اطلاع رسانی کنید

آیا میدانید قرارداد ترکمنچای یک قرارداد صد ساله است ؟

و هم اکنون به پایان رسیده است و باید ایروان و نخجوان به ایران باز گردانده شود ؟

آیا میدانید ارمنستان هم اکنون باید جزوه مرز های ایران باشد ؟
...
آیا میدانید هفده شهر قفقاز باید دوباره به خاک های ایران باز گردد؟

تا میتوانید همه جا به اشتراک بگذارید

(کپی برداری از این متن آزاد است.)




طبقه بندی: Love Text،
[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 01:33 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

دردم می آید . . .

"من زنم"
باید باکره باشم ، باید پاک باشم
براى آسایشِ خاطرِ مردانى که پیش از من پرده ها دریده اند !
چرایش را نمیدانم فقط میدانم قانون است، سنت است ، دین است . . .
قانون و سنت را میدانم مردان ساخته اند ؛
اما در خلوت مى اندیشم به مرد بودنِ خدا و گاهى فکر میکنم شاید خدا را نیز مردان ساخته اند!!
من زنم ...
با دست هایی که دیگر دلخوش به النگو هایی نیست
که زرق و برقش شخصیتم باشد
من زنم ... و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو .

میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی !
قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند . . .
دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم . . .
دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است . . .
به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی !
دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی ،
و صبح ها از دنده دیگری از خواب پا میشوی . . .
تمام حرف هایت عوض میشود !
دردم می آید که نمی فهمی
تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است !
حیف که ناموس برای تو .... است نه تفکر !
حیف که فاحشه ی مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه تنی است
من محتاج درک شدن نیستم .
دردم می آید خر فرض شوم ،
دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری
و هر بار که آزادیم را محدود میکنی
میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است !
نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود
میدانی ؟




طبقه بندی: Love Text،
[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ Bahare ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 3 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]